کسب و کار
اشتراک گذاری
گلوگاه رشد سازمانی شما کجاست؟ نقش کوچینگ در عبور از بحرانها

گلوگاه رشد سازمانی شما کجاست؟ نقش کوچینگ در عبور از بحرانها
رشد هیچوقت خطی نیست. سازمانهایی که به نقطه جهش میرسند، معمولاً پیش از آن، از یک نقطه انسداد عبور کردهاند؛ همانجایی که تصمیمگیری سخت میشود، انگیزهها افت میکند، و تیمها دچار سکون یا فرسایش میشوند. به این نقطه میگویند گلوگاه رشد.
اما مسئله اصلی اینجاست: اغلب مدیران، گلوگاه واقعی را نمیشناسند. فکر میکنند مشکل در فروش است، اما ریشه در تیمسازی دارند. تصور میکنند ساختار نیاز به اصلاح دارد، اما واقعیت این است که رهبری سازمان در بحران معنا و مسیر گیر کرده است. اینجاست که کوچینگ وارد بازی میشود؛ نه بهعنوان راهحل سریع، بلکه بهعنوان راهی برای دیدن دقیقتر، فکر کردن عمیقتر و تصمیمگیری مؤثرتر.
کوچینگ چیست و چه نیست؟
کوچینگ، آموزش نیست، مشاوره هم نیست. در کوچینگ، کوچ با پرسشهای هدفمند، مسیر کشف را باز میکند. مدیر بهجای دریافت دستور، به فرآیند تفکر و خودشناسی وارد میشود. در نتیجه:
- توانایی حل مسئله در مدیر تقویت میشود.
- اولویتها شفافتر میشوند.
- اعتمادبهنفس برای اجرای تصمیمات جسورانه افزایش پیدا میکند.
این فرآیند، ابزار کشف گلوگاههای پنهان سازمان است؛ همان چیزهایی که نه در جلسه هیئتمدیره نمایان میشوند، نه در فایلهای اکسل.
گلوگاهها معمولاً کجاها هستند؟
- رهبری نامتوازن
مدیرانی که یا بیش از حد کنترل میکنند، یا بیش از حد رها میکنند؛ نتیجهاش تیمهایی سردرگم یا بیانگیزه است. - فرهنگ سازمانی مبهم
اگر ارزشها، معیارها و انتظارات روشن نباشد، افراد بر اساس برداشت شخصی رفتار میکنند. این یعنی تعارض پنهان و فرسایش مداوم. - ترس از تصمیمگیری
سازمانهایی که در لحظات حساس دچار تعلل هستند، معمولاً اعتماد به رهبری یا شفافیت کافی ندارند. - ناتوانی در بازخورددهی مؤثر
وقتی مدیران نمیتوانند بازخورد سازنده بدهند یا دریافت کنند، یادگیری متوقف میشود و اشتباهات تکرار میشوند. - فقدان همراستایی تیمی
حتی با افراد عالی، اگر هماهنگی نباشد، خروجی متوسط خواهد بود.
کوچینگ؛ ابزار عبور از گلوگاهها
کوچینگ حرفهای، مثل یک آینه عمل میکند. آینهای که نه فقط ظاهر، بلکه الگوهای فکری، نقاط کور، و مکانیزمهای دفاعی را هم نشان میدهد. در جلسات کوچینگ:
- مدیر میآموزد به الگوهای ذهنی خودش نگاه کند.
- تیمها مهارت گفتوگو و حل اختلاف را تمرین میکنند.
- بحرانها نه فقط مدیریت، بلکه بازآفرینی میشوند.
عبور از گلوگاه، فقط با استراتژی ممکن نیست؛ باید ذهنیت پشت استراتژی هم تکان بخورد. کوچینگ دقیقاً همین کار را میکند.
چند سناریوی واقعی از گلوگاههای سازمانی
سناریو اول: مدیر میانی تحت فشار
در یک سازمان متوسط، مدیر میانی بین فشار مدیریت ارشد و انتظارات تیم گیر کرده. کوچینگ کمک میکند این فرد:
- نقش خود را بازتعریف کند.
- مهارت مذاکره داخلی را تقویت کند.
- از قربانیبودن به رهبری مؤثر برسد.
سناریو دوم: تیمی با عملکرد بالا اما روحیه پایین
باور غلطی وجود دارد که بهرهوری بالا مساوی رضایت شغلی است. اما بسیاری از تیمهای پرفشار، دچار خستگی مزمن و فقدان معنا هستند. کوچینگ تیمی میتواند:
- ارزشها و انگیزههای تیم را احیا کند.
- فضایی برای شنیدهشدن و گفتگو فراهم کند.
- بهرهوری را با رضایت در یک مسیر قرار دهد.
سناریو سوم: رهبر تازهوارد
رهبران تازهوارد نیاز دارند زودتر با فرهنگ سازمان آشنا شوند و در جایگاه مؤثر خود قرار گیرند. کوچینگ در این مرحله، سرعت تطبیق را بالا میبرد و ریسک اشتباهات را کاهش میدهد.
کوچینگ، فقط برای بحران نیست
اشتباه نکنید؛ کوچینگ فقط مخصوص زمانهای بحران یا چالش نیست. اتفاقاً بهترین زمان برای ورود به فرآیند کوچینگ، زمانی است که سازمان در حال رشد است. درست مثل اتومبیلی که قبل از رسیدن به پیچ خطرناک، باید ترمز و سیستم فرمانش بررسی شود، سازمان هم پیش از جهش، نیاز به بررسی عمیق درونی دارد.
کوچینگ حرفهای:
- رشد را هدفمند و پایدار میکند.
- از فرسودگی در مسیر جلوگیری میکند.
- به مدیران کمک میکند «کیفیت رهبری» خود را ارتقاء دهند، نه فقط نتایج عددی را
کوچینگ، یک سرمایهگذاری است نه هزینه
سازمانهایی که به کوچینگ به چشم هزینه نگاه میکنند، اغلب هزینههای سنگینتری بابت اشتباهات مدیریتی، خروج نیروی انسانی و بحرانهای حلنشده پرداخت میکنند.
در مقابل، سازمانهایی که کوچینگ را وارد ساختار رشد خود کردهاند:
- تصمیمگیریهای دقیقتری دارند.
- سرعت واکنششان به تغییرات بالاتر است.
- و مهمتر از همه: افرادشان احساس معنا، مشارکت و تعلق بیشتری دارند.
حرف آخر
اگر حس میکنید سازمان شما در یک «نقطه سکون» گیر کرده، شاید وقتش رسیده به عمق نگاه کنید. شاید گلوگاه واقعی نه در بازار، نه در بودجه و نه در ابزارهای مدیریتی باشد، بلکه در سبک فکر کردن و تصمیم گرفتن شما یا تیمتان پنهان شده باشد.
کوچینگ حرفهای، فرصتی برای بازنگری، رهایی از انسدادها و ساختن نسخهای پویاتر از سازمان شماست.
پیشنهادی برای مدیرانی که به فکر رشد پایدار هستند!
در مشاوره کسب و کار معصومی ، ما باور داریم هر سازمانی ظرفیت جهش دارد؛ اگر ابزار و بینش مناسب داشته باشد. خدمات کوچینگ ما، برای مدیران، رهبران و تیمهایی طراحی شده که به دنبال عبور واقعی از بحرانها هستند — نه صرفاً مدیریت آنها. اگر آمادهاید گلوگاههای سازمانتان را کشف و بازطراحی کنید، ما این مسیر را با شما همقدم میشویم.
نوشته شده توسط مائده سیلانه
22 مرداد 1404
