کسب و کار
اشتراک گذاری
در دنیای پرتلاطم کسبوکار امروز، هیچ چیز به اندازه تصمیمات درست و بهموقع نمیتواند مسیر یک سازمان یا تیم را تغییر دهد. گاهی این تصمیمات در نقطهای شکل میگیرند که مدیر یا صاحب کسبوکار، در میانهی چالشهای پیچیدهای قرار گرفته و بهدنبال راهنمایی است. اما دقیقاً اینجاست که یک سوال اساسی پیش میآید:
برای عبور از چالشها، به مشاور نیاز داریم یا کوچ؟
این مقاله برای پاسخ دقیق و کاربردی به همین سؤال نوشته شده؛ با هدف روشنکردن تفاوتهای این دو نقش کلیدی در رشد کسبوکار و کمک به انتخابی هوشمندانه و متناسب با نیاز هر فرد یا سازمان.
مشاوره کسبوکار بیشتر از جنس راهنمایی تخصصی است. مشاور کسیست که بر اساس دانش، تجربه و تحلیل بازار، راهحلها را مشخص میکند و نسخههایی پیشنهادی برای بهبود عملکرد یا حل چالشها ارائه میدهد.
مثالی ساده: فرض کنید کسبوکار شما در فروش دیجیتال دچار افت شده. یک مشاور بازاریابی دیجیتال با بررسی دادهها، بازار هدف، رقبا و عملکرد کمپینها، استراتژیهای مشخصی پیشنهاد میدهد تا روند فروش بهبود یابد.
مشاور معمولاً:
بر خلاف مشاور، کوچ (Coach) کسیست که به شما نمیگوید «چه کاری انجام دهید»؛ بلکه با تکنیکهای خاص، سوالات هدفمند و جلسات ساختاریافته، به شما کمک میکند خودتان بهترین پاسخها را کشف کنید.
کوچینگ کسبوکار ابزاری برای رشد درونی، تصمیمسازی مستقل، حل تعارضات فردی و سازمانی و حتی ایجاد تغییر در طرز فکر مدیریتی است.
مثالی ملموس: مدیری را تصور کنید که با تیمش در ارتباط دچار چالش است. یک کوچ به او کمک میکند دلیل این چالش را درون خودش پیدا کند، سبک رهبریاش را تحلیل کند و مسیر تعاملات خود را آگاهانه تغییر دهد.
کوچ معمولاً:
پاسخ این سوال بستگی به شرایط فعلی، نیاز سازمان یا مدیر، و هدف مورد نظر دارد. گاهی اوقات حضور یک مشاور باتجربه میتواند مثل مسیریاب عمل کند و از اتلاف زمان و هزینه جلوگیری کند. در مقابل، در مواقعی دیگر، آنچه کسبوکار به آن نیاز دارد، تغییری در نگاه و مهارتهای مدیریتی است که تنها با کوچینگ اتفاق میافتد.
در واقع، بسیاری از کسبوکارهای حرفهای و در حال رشد، از هر دو نقش بهصورت همزمان استفاده میکنند. مثلاً مشاور برای بهینهسازی سیستم فروش، و کوچ برای تقویت مهارتهای رهبری مدیر فروش.
در بسیاری از پروژههای موفق، فردی که با مدیر یا تیم همراه میشود، ترکیبی از هر دو نقش را ایفا میکند. ابتدا با تکنیکهای کوچینگ کمک میکند تا مدیر به شناخت عمیقتری از موقعیت برسد، سپس در قالب مشاوره تخصصی، راهحلهایی پیشنهاد میدهد که بر اساس همان شناخت بنا شدهاند.
این نوع رویکرد، بهخصوص برای کسبوکارهای ایرانی که در مرحلهی رشد یا تغییر قرار دارند، بسیار کاربردی است.
در مسیر رشد حرفهای، گاهی تنها چیزی که کم داریم، یک آینهی دقیق و بیطرف است که ما را وادار به فکر کردن، دیدن و تغییر کند. چه در قالب کوچ، چه مشاور، یا ترکیبی از هر دو.
خوشبختانه در سالهای اخیر، فرهنگ استفاده از کوچینگ و مشاوره در فضای کسبوکار ایران نیز جا افتاده و سازمانهای زیادی با انتخاب درست مسیر خود را متحول کردهاند.
در همین راستا، برخی از کسبوکارهای موفق با همراهی نیروهایی حرفهای و آگاه به دنیای واقعی کسبوکار، توانستهاند بین آنچه هستند و آنچه میخواهند باشند، پلی قابل عبور بسازند.
اگر هنوز نمیدانید به مشاور نیاز دارید یا کوچ، به این فکر کنید که دنبال چه نوع تغییری هستید؟ سریع و بیرونی یا عمیق و درونی؟ آیا آمادهاید برای تصمیمگیری بهتر، شناخت دقیقتری از خودتان یا تیمتان پیدا کنید؟
گاهی فقط یک گفتوگوی درست با یک فرد حرفهای، جهت قطبنمای کسبوکار شما را تغییر میدهد.
نوشته شده توسط کوثر عابدینی